انسانها بنا به طبیعت،موجوداتی اجتماعی هستند.افسانه ها،فیلمها،نمایشها، و شعرهای بیشماری دلالت بر آن دارند که خوشبختی و ناامیدی و احساس بدبختی ما ، در ارتباطات ما، معنی میشوند.بخش عمده ای ازرضایت در کارها ،بازی ،و زندگی خانوادگی به کیفیت روابط بادیگران بستگی دارد.اغلب آدمها به داشتن دوستان وخانواده ای خوشبخت بیشتر از داشتن امنیت حقوقی اهمیت می دهند.

وقتی ما انسانها قبول کرده ایم زندگی اجتماعی داشته باشیم معنایش این است که خواه و نا خواه پذیرفته ایم ارتباط جزعی جداناپذیر از زندگی اجتماعی است . اگر دیواری روانی دور خود بکشید و با کسی رابطه برقرار نکنید کالایتان چطور می تواند به دیگران شناسانده شود و پس از آن به فروش برسد؟

شما سخنران خوبی هستید ،حرفها و افکار قشنگی دارید ولی تا ارتباط درست بر قرار نکنید حرفهایتان در ذهنتان رفت و آمد می کنند ،بدون آنکه مخاطبی برای خود بیابید.

تصور کنید یک روز از خواب بیدار شوید و تصمیم شما از شب قبل این باشد که دنیایی بدون رابطه را تجربه کنید .چه خواهید کرد.؟ یادتان باشد با این تصمیم حق ندارید :

رادیو گوش دهید!تلویزیون نگاه کنید!کتاب مطالعه کنید!جزوه ای را ورق بزنید! روزنامه بخوانید!به کسی تلفن بزنید!موسیقی گوش کنید!با اعضای خانواده صحبت کنید! باکسی هم کلام شوید!با اشاره به کسی چیزی بگویید! جواب تلفن را بدهید! به زنگ در خانه پاسخ دهید!از نانوایی نان بخرید ! از سوپر مارکت خرید کنید!تاکسی سوار شوید! اتومبیلتان را بنزین بزنید!برای کسی بوق بزنید!به کسی اخم کنید یا لبخند بزنید ! کسی را نوازش کنید! نگاهی حاکی از دلخوری یا محبت به کسی بیندازید!دست کسی را بفشارید! و.....